
گر نبود خنگ مطلی لگام***زد بتوان بر قدم خویش گام
ور نبود مشربه از زر ناب***با دو کف دست، توان خورد آب
ور نبود بر سر خوان، آن و این***هم بتوان ساخت به نان جوین
ور نبود جامهی اطلس تو را***دلق کهن، ساتر تن بس تو را
شانهی عاج ار نبود بهر ریش***شانه توان کرد به انگشت خویش
گوش تواند که همه عمر وی***نشنود آواز دف و چنگ و نی
ور نبود دلبر همخوابه پیش***دست توان کرد در آغوش خویش
جمله که بینی، همه دارد عوض***در عوضش، گشته میسر غرض
آنچه ندارد عوض، ای هوشیار***عمر عزیزیست، غنیمت شمار
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
برچسبها:
تاريخ : پنجشنبه 24 فروردین 1396 | 19:15 | نویسنده : genius1994 |
ارسال نظر(0)


