بسم رب الشهدا

روزی فرشته ای بنام فطروس مشمول غضب باری تعالی قرار گرفت .بال هایش را شکستند از درگاه الهی به جزیره ای متروک تبعیدش نمودند.فطروس بعد از چند سال تحمل عذاب الهی به حضور حضرت ادریس علیه السلام رسید و از ایشان درخواست که پیش حضرت حق واسطه بخشش او گردند...


حضرت ادریس علیه السلام از خدا خواستند که او را بخشد و خداوند بلند مرتبه فطروس را بخشید.
فطروس که دوباره اجازه ورود به عرش اعلی را یافته بود به نزد حضرت ادریس علیه السلام رفت و
گفت:من مدیون شما هستم و هر انچه از دستم براید برایتان انجام خواهم داد.حضرت ادریس علیه السلام به او
گفتند:من ارزو دارم که به اسمان 4 بروم و ان جا حضرت عزرائیل را ببینم که هرگاه یاد او می افتم زندگی برام تلخ میشود.فطروس این خواسته را پذیرفت و حضرت ادریس را سوار بر بال خود به اسمان 4 برد.در اسمان چهارم حضرت عزرائیل با ظاهری متعجب در برابر حضرت ادریس علیه السلام ظاهرشد.حضرت ادریس سریعا پی برد که فرشته ی مرگ برای قبض روح او امده است پس لبخندی زد و فرمود:گمانم ان بود که اگر از زمین فانی جدا شوم و به اسمان ها بیایم مرا دیگر مرگی نخواهد بود.حضرت عزرائیل گفت:زمانی که فرمان قبض روح شما مابین اسمان چهارم و پنجم صادر شد من متعجبانه از حضرت حق پرسیدم: چگونه قبض روح او در ما بین اسمان جهارم و پنجم ممکن است در حالی که او در زمین است و من در سایه عرش و فاصله ی اسمان چهارم تا سوم پانصد سال و فاصله اسمان سوم ات دوم نیز همین مقدار است .و سپس روح بلند مرتبه حضرت ادریس را قبض کرد.و اینگونه بود که خداوند جهانیان بهشت رامقبره حضرت ادریس علیه السلام ساخت.
***


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 24 فروردین 1396 | 20:15 | نویسنده : genius1994 | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران